در حال تحریر ...
روش عملی حل سخت ترین مشکلات در سخت ترین شرایط
(( یکپارچه سازی روان ))
تمامی مشکلاتی را که ما تجربه می کنیم همگی زایده رفتارهای اشتباه گذشته است اما این به این معنا نیست که دیگر چاره ای برای رهایی از نتیجه آنها نداریم و باید حتما تاوان آن را بدهیم .
انسان در سخت ترین شرایط که در بمب بست قرار دارد نیز می تواند بهترین راه کار را ارائه دهد تا بتواند بدترین شرایط را به بهترین شرایط تبدیل نماید .
در روان انسان مرکزی قدرتمند بنام ضمیر ناخودآگاه وحود دارد که این مرکز کارهای زیادی را برای انسان انجام می دهد ( بعدا مفصر توضیح داده خواهد شد ) یکی از وظایف این مرکز کنترل رفتارهای انسان در برابر رویداد ها و ارجاع تفکرهای سازنده به ضمیر خودآگاه ذهن می باشد . تنها کافیست بتوانیم این مرکز را سازمان دهی نمائیم تا بهترین افکار را برای ذهن ما ارسال نماید .
روش قدرتمند سازی و بیدار سازی ضمیر ناخودآگاه :
تصورات می توانند در بیشتر مواقع بسیار کارساز باشند پس از تصورات نیز استفاده خواهیم نمود .
ضمیر ناخودآگاه را بصورت یک ابر تصور کنید در حالی که تمامی مشکلات را در ذهن خود مرور کرده اید تنها یکی را انتخاب نمایید که سخت ترین و مشکل ترین مشکلات شما باشد سپس آن ابر را به رنگ ارغوانی تصور نمایید که همانند گردو غبار دورتا دور شما را فرا گرفته سعی کنید فقط بیک مشکل و تنها به یک مشکل فکر کنید که این مشکل چرا به وجود امده و کسانی که با این مشکل هماهنگی دارند و یا بر روی شما تاثیر دارند و چگونه تاثیر می گذارند را بررسی کنید و باز فقط و فقط به یک مشکل فکر نمایید بعد از همه این فکر ها به خود بگویید این مشکل را من می تواند به راحتی حل کنم چون من از همه آنها قدرتمند ترم و من انسانم و من قدرت مطلقم سپس آن ابر ارغوانی را با تنفس به داخل بدن بکشید و آن را کاملا تنفس کنید تا چیزی از آن نماند . بعد از این عمل ذهن خوداگاه شما فعال شده و بهترین راهکار ها را از ضمیر ناخوداگاه شما دریافت می کند و تصمیم گیری می نماید . دیگر مشکلی در کار نیست . بعد دوباره تک به تک با همین روش به دنبال حل مشکلات بعدی بروید .
یک عمل زمانی انجام می پذیرد که ما به انجام آن عمل اعتتقاد داشته باشیم چون ما آفریننده آن عمل خواهیم بود .
پس در این روش قدرتمند کلید کار این است (( یک فکر در یک مکان و یک زمان و با تمامی ابعاد آن بدون توجه به روش حل آن ))
توجه :
اگر ما همزمان به چند موضوع که ما را مشغول کرده اند فکر نماییم آن ابر (( مرکز ضمیر ناخوداگاه )) ناگزیر به چند قسمت تقسیم می شود و در حقیقت قدرت آن نیز ضعیف تر می شود . پس یکپارچه گی آن شرط اول ....
با سلام به تمام انسانهای راستین جویای جاده سعادت
به امید رب العالمین از این پس سفری خواهیم داشت به اعماق وجودمان و چیزهایی را که از یاد برده ایم را دوباره به یاد خواهیم آورد ...
تمامی مطالب به صورت سلسله وار بوده و باید تمامی آنها به ترتیب انجام گیرند ...
جاده ما جاده عشق است شروع آن انسان و پایان آن خداست
انسان به دنبال گمشده ایست و همچنان در جهان به دنبال آن گمشده می گردد غافل از اینکه آن گمشده خود اوست . به دنبال چه می گردد و چرا نمی داند اما این را به خوبی می داند که به دنبال چیزیست .
بیشتر انسانها بنا به شرایط خاصی در طول راه خود را به باد فراموشی سپرده و در امواج منفی زندگی روزمره که خود خدای آن هستند غرق می شوند اما عده ای دیگر روز به روز بر عطش رسیدن به آنچه که آن را می خواهند می افزایند .
بیدار سازی منشا قدرت در انسان
انسان قدرت مطلق است انسان مظهر نور است و انسان معنای حقیقت است و هر چیزی را که بخواهد می تواند خلق کند . انسان از چند لایه تشکیل شده که به ترتیب عبارتند از :
جسم:
همان کالبدی است که انسان را شکل می دهد و حرکات مادی و میکانیکی انسان را معنا می بخشد و در عین حال رابطه مستقیم با سایر لایه ها دارد
جان :
عامل حیات و عامل زندگی است و دورتادور جسم را فرا گرفته و تمامی اعمال مربوط به زنده بودن را کنترل میکند . و وجه مشابه بین انسان و حیوانات و تمامی جانداران است .
روح :
همان انسان است و یا همان ذات مقدس و حقیقت وجود است که تمامی هستی را در بر می گیرد و همه چیز وابسطه به اوست
و تمامی تمرینات و مراحل معنوی را در همین قسمت انجام خواهیم داد .
روان :
از ابتدا در انسان وجود نداشت و با گذشت زمان و قرار گرفتن انسان در اجتماع و خانواده و روند تربیتی انسان و تاثیرات دیگران در انسان بوجود می آید .
بین روح و روان منفذهایی وجود دارد که روح از آن منفذها برای ارتباط با عالم بیرون استفاده می کند که به این منفذها حفره یا چاکرا گفته می شود هر چه قدرت روان لطیف یعنی اخلاق و خصوصیات لطیف و مهربان و سالم باشد در واقع لایه ای که روح را در بر گرفته ( روان ) لطیف تر شده و روح راحتر می تواند با عالم بیرون ارتباط داشته باشد .
پس ابتدای همه چیز طرز تفکر و رفتار ماست چون انسان هر طوری که فکر می کند سعی می کند همانطور نیز زندگی نماید . پس راه زندگی ما از طرز تفکر ما می گذرد ...
نظرات ()